RSS

دنیای دانایی و بینایی

دنیای دانایی و بینایی

اینجا مکانیست که از دیرباز محل تولید اندیشه بوده و دنیاییست به سوی دانش و دانایی، نخستین سنگ بنای این مکان در سال ١٣۶٣ هجری شمسی بوسیله استاد عارفی و مرحوم استاد مهدوی، گذاشته و رسما مدرسه علمیه رضویه مالستان تهداب گزاری گردید، از آن روز به بعد آن دو استاد فرزانه و خستگی نا پذیر در خدمت و تعلیم و تربیه فرزندان و نسل نو بودند.

در سال ١٣٧۰ هجری شمسی «از سوی حوزه علمیه قم، هیأت ٧۵ نفره عازم افغانستان می شود و در این سفر به زاد گاه خود بر می گردد و در هنگام ورود مورد استقبال مردم محلی و اقوام رو برو می شود بنا به دعوت اقوام، در کنار دو استاد محترم یوسف عارفی و استاد محسن مهدوی به عنوان استاد، به حوزه علمیه رضویه معرفی می شود».

با اینکه دو تن از استادان فرزانه به دیار باقی شتافته اند و یکی از استادان به نسبت کهولت سن دگر تدریس نمی کند اما از بدو تاسیس این مرکز تا حال، دروازه اش به روی همه باز بوده و هیچگاهی تعطیل نبوده است، همیشه تدریس و تلمذ جریان داشته و صدای بحث و مباحثه در گوش ها طنین انداز است.

در کنار برنامه های علمی و درسی، برنامه های فرهنگی نیز جریان دارد که خود مایه امیدواری بیشتر است، مسابقه کتابخوانی که هر چند دیری توسط این مرکز علمی با همکاری دارالقرآن امام هادی (ع) بر گزار می گردد؛ امسال نیز بیست سومین برنامه مسابقه کتابخوانی، از کتاب «پرسمان حسینی» به اهتمام دارالقرآن امام هادی (ع) و حوزه علمیه رضویه مالستان برگزار گردید.

این برنامه روز جمعه ۱۴ میزان ١۳٩۶ هجری شمسی با حضور پرشور مردم مالستان برگزار و بیش از ۶۰۰ شش صد تن از جوانان فرهنگی دختر و پسر  اشتراک نمودند.

Advertisements
 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 8 اکتبر 2017 در مالستان, سرزمین من

 

نتایج کانکور لیسه دخترانه شهید بصیر بغرا- مالستان 1395

نتایج کانکور لیسه دخترانه شهید بصیر بغرا- مالستان 1395
شماره
نام
نام پدر
نام پدر کلان
نمرات
رشته قبولی/ دانشگاه
1 فاطمه صادق عبدالحسین 262.8 دیپارتمنت انجنیری کمپیوتر صرف برای اناث پوهنحی انجنیری کمپیوتر و انفورماتیک پوهنتون پولی تخنیک کابل
2 نسرین محمدنسیم علیجان 211.4 دیپارتمنت امور مالی و بانکی پوهنحی اقتصاد پوهنتون غزنی
3 نظیره زوارشاه محمدابراهیم 200.1 دیپارتمنت حفاظت محیط زیست پوهنحی علوم طبیعی پوهنتون تعلیم و تربیه شهید استاد ربانی
4 شکیباه جواد حسن 193.4 دیپارتمنت بیولوژی پوهنحی تعلیم و تربیه پوهنتون غزنی
5 رحیمه ابراهیم علی جمعه 193 دیپارتمنت زبان و ادبیات فارسی دری پوهنحی زبان و ادبیات پوهنتون غزنی
6 شکیلا زوارشاه عبدالحسین 190.5 دیپارتمنت ریاضی پوهنحی تعلیم و تربیه پوهنتون غزنی
7 یاقوت عبدالحسین گل چمن 188.8 دیپارتمنت تیاتر پوهنحی هنرهای زیبا پوهنتون کابل
8 رحیمه حسین علی انور 179.8 دیپارتمنت کیمیا پوهنحی تعلیم و تربیه پوهنتون غزنی
9 نصیبه حسین علی محمدابراهیم 175 انستیتوت های نیمه عالی ولایت غزنی
10 گل افشان محمدابراهیم جمعه علی 171.4 انستیتوت های نیمه عالی ولایت غزنی
11 شقایق نادرعلی محمدموسی 168.7 انستیتوت های نیمه عالی ولایت غزنی
12 فاضله محمدرحیم ناصرخان 164.6 انستیتوت های نیمه عالی ولایت غزنی
13 کامله موسی خان علی چمن 162.6 انستیتوت های نیمه عالی ولایت غزنی
14 شفیقه محمدحسن اسحق 151.9 انستیتوت های نیمه عالی ولایت غزنی
15 نوریه غلام علی خادم 173.7 واجد شرایط شمولیت در موسسات تحصیلات عالی خصوصی
16 فاطمه محمدعلی چمن 166.7 واجد شرایط شمولیت در موسسات تحصیلات عالی خصوصی
17 زینب محمدصادق محمدابراهیم 164.8 واجد شرایط شمولیت در موسسات تحصیلات عالی خصوصی
18 راضیه محمدنبی محمدحسین 164.3 واجد شرایط شمولیت در موسسات تحصیلات عالی خصوصی
19 شفیقه محمدعلی انور 154.8 واجد شرایط شمولیت در موسسات تحصیلات عالی خصوصی
20 زبیده حسین علی انور 154.6 واجد شرایط شمولیت در موسسات تحصیلات عالی خصوصی
21 شکوفه گلستان علی جمعه 151 واجد شرایط شمولیت در موسسات تحصیلات عالی خصوصی
22 معصومه محمدعلی چمن 146.8
23 صالحه موسی محمدایوب 139.7
 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 6 اوت 2017 در مکتب, آموزش, دانشجویان

 

نتایج کانکور لیسه ذکور شهید بصیر بغرا-مالستان 1395

نتایج کانکور لیسه ذکور شهید بصیر بغرا-مالستان 1395
نام
نام پدر
نام پدر کلان
مجموع نمرات
دانشگاه
جمشید محمدموسی قمبر 300.7 دیپارتمنت مهندسی صرف برای ذکور پوهنحی ساختمانی پوهنتون پولی تخنیک  کابل
مصطفی محمدجعفر رمضانعلی 278.8 دیپارتمنت محاسبه و علوم معلوماتی صرف برای ذکور پوهنحی انجنیری کمپیوتر و انفورماتیک پوهنتون پولی تخنیک کابل
محمدشریف علی دوست خدارحم 260.7 دیپارتمنت راه آهن صرف برای ذکور پوهنحی ساختمان های ترانسپورتی پوهنتون پولی تخنیک کابل
عبدالعظیم اسلم علی جعفر 221.8 دیپارتمنت تأمین برق پوهنحی جیولوجی و معدن پوهنتون تخنیکی و انجنیری غزنی
عیدمحمد محمدهاشیم عبدالله 208.8 دیپارتمنت امور مالی و بانکی پوهنحی اقتصاد پوهنتون غزنی
خلیل رمضان موسی 207 دیپارتمنت ساختمان های هایدرو تخنیکی پوهنحی ساختمانی پوهنتون جوزجان
محمدموسی حسین علی غلام رسول 206.5 دیپارتمنت روابط عمومی پوهنحی ژورنالیزم و ارتباطات جمعی پوهنتون بلخ
معین الله محمدرضابصیر محمدصابر 202.7 دیپارتمنت نفت و گاز پوهنحی جیولوجی و معدن پوهنتون جوزجان
خلیل خدا داد محمداسحق 199.8 دیپارتمنت بیولوژی صرف برای ذکور پوهنحی ساینس پوهنتون بلخ
احمدشاه عبدالحکیم علی جعفر 193.2 دیپارتمنت زبان و ادبیات انگلیسی صرف برای ذکور پوهنحی زبان و ادبیات پوهنتون البیرونی
روح الله محمدنبی محمدحسین 179 دیپارتمنت اکتشاف مواد مفیدۀ جامد پوهنحی جیولوجی و معدن پوهنتون جوزجان
اسدالله احمدعلی جمعه خان 181.7 واجد شرایط شمولیت در موسسات تحصیلات عالی خصوصی
مهدی مبارک عبدالحسین 168.5 واجد شرایط شمولیت در موسسات تحصیلات عالی خصوصی
صبقت الله محمدباقر محمدعیسی 164.4 واجد شرایط شمولیت در موسسات تحصیلات عالی خصوصی
رضا حسین علی سلطان علی 146.7
 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 6 اوت 2017 در مکتب, آموزش

 

به یاد شهدای روشنایی

یک سال از آسمانی شدن منادیان عدالت خواهی گذشت، اینک در آستانه ی اولین سالروز شهادت بهترین جوانان نخبه و یاران جنبش روشنایی قرار داریم.

ضمن عرض تسلیت محضر خانواده های گرامی شهدا، بدین مناسبت مراسم بزرگداشت از شهدای جنبش روشنایی و شهدای حادثه دوم اسد سرکاریز کابل، برگزار می گردد از عموم دوستان، برادران و خواهران همیشه در صحنه سیدنی دعوت به عمل می آید تا درین مراسم شرکت ورزیده، یاد و نام شهدای میدان روشنایی و شهدای اخیر کابل را زنده نگه داریم.
سخنران: آقای محمد تقی امینی، عضو شورای عالی جنبش روشنایی
زمان: یک شنبه تاریخ 30/07/2017 از ساعت 2 بعد از ظهر الی 5 عصر
مکان: مرکز اسلامی ارشاد.

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 25 ژوئیه 2017 در پوستر

 

«امروزما» و «عصری برای عدالت»

داود ناجی
مروری بر نوشته آقای دایفولادی

از استاد دایفولادی بابت نوشته اخیر شان ممنون، به این دلیل که باب یک گفت و گو را باز کرد، گفت و گو هایی از این دست را ضرورت داریم تا صورت مساله باز شود و اما چند نکته در مورد این نوشته استاد.
فورا باید بگویم که من درک و آگاهی امروزم را مدیونی چند نفر از جمله شخص دایفولادی ام. به عبارتی، نگاه نسل من به مسائل افغانستان را دایفولادی مهندسی کرده است.
یکم؛ آقای دایفولادی، در این نوشته اش دو مساله را به من نسبت داده اند، نوشته اند که من در آسترالیا جمهوری اسلامی ایران را رژیم فاشیستی آخوندی گفته ام. و دوم اینکه من در لندن غرب را دو رو گفته ام.
هردوی این نقل قول اگر نگویم اشتباه است، حد اقل غیر دقیق است.
من ایران را «رژیم مستبد آخوندی» گفته ام. بر این گفته اصرار دارم. نمی دانم مشکل این گپ کجاست؟ چون فکر نمی کنم از نظر آقای دایفولادی رژیم ایران یک رژیم دموکراتیک باشد.
آنچه در لندن گفتم این بود که دموکراسی و حقوق بشر در غرب از سوی نهادهای مقتدری در بیرون از سامانه حکومت حمایت می شوند و به همین خاطر پایدار اند. اما غربی ها در افغانستان تلاش لازم را برای ایجاد چنین نهادهایی نکردند و در حالیکه از دموکراسی و حقوق بشر می گفتند بیشتر با کسانی که از دید خود غربی ها متهم به نقض حقوق بشر بودند، رفیق و همکار شدند. خوشبختانه آنچه گفته ام را می توان با یک جستجوی ساده در انترنت پیدا کرد.
دوم؛ آقای دایفولادی گفته اند جنبش روشنایی یک جنبش قومی شده است. این ادعا نیز غیر دقیق است، چون داعیه جنبش هم در مورد برق هم در مورد فرق، ملی است. در مورد برق همیشه گفته ایم که عبور لین از بامیان به نفع همه افغانستان است. و تغییر ماسترپلان به ضرر کل کشور است. در مورد فرق هم همیشه گفته ایم ما عدالت را برای همه می خواهیم، حتی این حرف نیازی به گفتن ندارد، عدالت در اصل و ذات خود به نفع همه است.
اما گیرم این جنبش قومی باشد، اول باید ببینیم که تبعیض قومی هست یانه؟ وقتی در این ملک عده ای بخاطر قومیت شان مورد تبعیض قرار میگیرند، لابد مبارزه علیه آن هم در نگاه اول و ساده انگارانه، قومی به نظر می رسد. در غیر آن اگر بپذیریم که هزاره ها نیز شهروندان این کشور اند و حق دارند از حقوق برابر شهروندی برخوردار باشند، این تلاش یعنی تلاش برای رفع تبعیض هزاره ها یک امر ملی است و در نهایت رفع تبعیض به استحکام و قوام ملی در افغانستان کمک می کند. همانگونه که مبارزه برای رفع تبعیض علیه سیاهان آمریکا در نهایت به انسانی شدن روابط در کل آمریکا کمک کرد. آیا می شود جنبش مدنی سیاهان را یک جنبش نژادی نامید؟ آیا می شود مبارزه با آپارتاید را یک تلاش نژادی عنوان کرد؟ در حالیکه همیشه تبعیض علیه سیاهان، تبعیض نژادی خوانده شده است.
در جنبش فیمینیسم، نیز حرف اصلی برابری جنسیتی است. اما آیا می شود فیمینیسم را یک حرکت جنیستی تلقی کرد؟
در جنبش مدنی سیاهان مبارزه را اول سیاه پوستان شروع کردند، بعدا سفیدها از آن حمایت کردند. جنبش فینیسم اول توسط زنان راه اندازی شد، بعدا شماری از مردها نیز حمایت کردند. جنبش روشنایی تازه 8 ماه عمر دارد و من ایمان دارم که داعیه این جنبش روز به روز فراگیر تر خواهد شد.
نکته مهم دیگر این است که آیا قومی بودن و ملی بودن جنبش ها با تعداد افراد دخیل در آن سنجیده می شود؟ یا بر اساس داعیه و هدف؟ اگر ملاک میزان افراد باشد، حرف دایفولادی درست است. اما اگر داعیه و هدف ملاک باشد داعیه جنبش نه تنها قومی نیست بلکه فراتر از افغانستان است و انسانی است. به همین دلیل است که بیش از 180 شاعر از هفتاد کشور جهان از آن حمایت کردند آیا چنین جنبشی قومی است؟
سوم، اگر از هزاره و حق هزاره یا هر قومیت دیگری در افغانستان حرف زدن، حرف و تلاش قومی باشد، بنیانگذار این رویکرد و این ادبیات چه کسانی بوده اند؟ مگر آقای دایفولادی که روزگاری در نشریات امروزما، عصری برای عدالت و قلمرو استبداد با نامهای حلامیس، دایفولادی و چندین نام دیگر قلم می زدند، از بنیانگذاران این نگاه و این ادبیات نیستند؟ مگر آقای دایفولادی حتی تا مرز ژنیتیک کردن بحث سید و هزاره که تا هنوز هم گرفتار آن هستیم، پیش نرفتند؟ وقتی هنوز کسانی را در جامعه مان داریم که به ابوطالب مظفری، ضیا قاسمی امینی مهرجو و هزار فرهنگی و قلم به دست ما به دلیل سید بودن شان نگاه مشکوک دارند و دلشان نسبت به آنها صاف نمی شود، این زخم خونین محصول قلم چه کسی است؟
اتفاقا من هنوزهم آقای دایفولادی را بخاطر ملموس کردن بحث تبعیض و نشان دادن ستم قومی در افغانستان که در آن سالها مطرح کردن، احترام دارم و هنوز بخش هایی از آن تحلیل ها را قبول دارم.
چهارم؛ اگر معیار داعیه و عملکرد جنبش نباشد و چند نقل قول را آنهم بریده و خارج از متن معیار بگیریم، ممکن است به نتیجه دلخواه برای تحلیل خودمان برسیم اما قطعا به تحلیل دقیق و نزدیک به واقعیت نمی رسیم. در غیر آن چه دلیلی دارد که از سخنان بهزاد که در همین سفرش اغلب از بدبختی جامعه پشتون و تاجیک و ازبک در کنار بدبختی جامعه هزاره سخن گفته و بار بار هم سخن گفته چشم پوشیده بگذریم و از ده ها سخن و موضع گیری استاد ناصری، داکتر مهدوی آقای رحمانی و خانم رضایی فقط همانهایی را که دلخواه مان است برداریم و بر اساس آن نتیجه بگیریم؟
پنجم؛ آقای دایفولادی گفته اند جنبش روشنایی قومی شده چون در مراسم ششم حوت و بیستم حوت، چهره های غیر هزاره شرکت کردند و در سیزدهم حوت شرکت نکردند. آقای دایفودلادی حتما در جریان هستند که مراسم 13 حوت بصورت رسمی از سوی شورای عالی لغو اعلام شد و به همین دلیل از مهمانان هم خواسته شد نیایند و الا در مراسم سالگرد تبسم هیات جنبش ملی اسلامی آمدند و پیام جنرال دوستم را خواندند. احمد ولی مسعود امد و سخنرانی هم کرد، پدرام بارها در مراسم جنبش در مصلا حضور داشته است، خانم ناهید فرید همین چند شب قبل داعیه جنبش را بر حق و قابل دفاع گفت. در کنفرانس جنبش در هتل کابل استار، آقایان سپنتاو احدی سخنرانی کردند و رحمت الله نبیل و صدیق پتمن و اجمل بلوچ زاده و هارون معترف و صدیق الله توحیدی و شماری دیگر از شخصیت های غیر هزاره حضور داشتند.
تصویر کامل از جنبش روشنایی زمانی به دست می آید که همه این موارد را ببینیم والا اگر این همه حضور را نبینیم و یکبار غیبت کسی را ببینیم، نتیجه همان تصویر ناقص و کاریکاتوری است، تصویری که با اصل واقعیت بسیار فاصله دارد.
یادداشت:
توضیح این نکات در نوشته آقای دایفولادی را ضروری می پنداشتم ولی همین حالا تاکید کنم که دوست ندارم این بحث به دیالوگ دو نفره بدل شود، خوب است که آنچه مطرح شده به یک بحث جدی بدل شود و تعداد بیشتری مشارکت کنند.

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 9 آوریل 2017 در سرزمین من

 

ولایت جاغوری

ولایت جاغوری

بحث ولایت شدن جاغوری بر می گردد به دوران ریاست جمهوری حامد کرزی و دور پانزدهم مجلس شورای ملی، موضوع ارتقای ولسوالی جاغوری به ولایت، در دوران نخست حکومت کرزی با تلاش ها و گفتگوهای رسمی و غیر رسمی بزرگان مردم جاغوری طرح و به دولت پیشنهاد گردید که دولت وقت نیز با طرح ذیل به ظاهر موافقت نشان داده و هیئتی متشکل از ٨ وزارت خانه تعیین و بدانها وظیفه سپرده شد تا روی این موضوع کار نمایند.10579998_685084598244248_261896747209407872_n

هیئت اعزامی از ٨ وزارت خانه در تابستان ۱٣٨۵هجری شمسی، از کابل به جاغوری رفتند که با استقبال گرم مردم مواجه شدند، هیئت جهت پیشبرد کار شان منطقه را از نکته نظر شرایط قانونی، تعداد نفوس، مساحت جغرافیایی و اوضاع و احوال اقتصادی- اجتماعی باید بررسی می کردند که باید به خیلی از مناطق دور دست و هم جوار جاغوری نیز رفته و احوال و اوضاع منطقه را از نزدیک بررسی و ببینند. یکی از مناطق که در ولایت شدن جاغوری نقش بارز دارد همسایه شمالی جاغوری ولسوالی مالستان است که هیئت و عده ی از نمایندگان جاغوری نیز آنها را همراهی نموده رهسپار ولسوالی مالستان شدند، مناطق مهم و قریه جات مالستان را نیز به اتفاق سران قومی و کابینه ولسوالی بازدید نمودند.

هیئت اعزامی پس از سفر به مناطق مختلف جاغوری و مالستان و تهیه گزارش به کابل برگشته و نتیجه سفر و گزارش کاری شان به وزارت داخله سپردند، نماینده گان مردم جاغوری با هماهنگی وزارت داخله گزارش کاری هیئت را ذریعه پیشنهادیه به ریاست عمومی اداره امور رسانده تا برای بحث و ادامه روند کار به شورای وزیران پیشنهاد گردد…

از خواست مکرر مردم در ولایت شدن جاغوری نزدیک به ۱٠ سال شاید هم بیشتر می گذرد، حالا ببینیم که سران و آقایون که در این دیار دوردست سفری داشته اند برای مردم طبق وعده های که داده اند چه کاری را انجام داده اند؟

عنایت الله قاسمی وزیر ترانسپورت

عنایت الله قاسمی سفری که در جاغوری داشته وی در میان مردم در سخنانش اظهار داشته که از سوی دولت برای مردم هیچگونه خدمتی صورت نگرفته و ایشان قول همکاری برای مردم میدهد، به صراحت می توان گفت که ایشان یکی از سران صادق و راستگوی بود که نسبتا به گفته شان عمل کرد، تعداد سه یا چهار عراده ملی بس از طرف وزارت ترانسپورت برای مردم ولسوالی جاغوری فرستاد و تا حدودی مشکل رفت و آمد بین منطقه یی مردم را حل کرد.

میدان هوایی از دگر وعده های آقای قاسمی بود که در جمع مردم جاغوری و کابینه ولسوالی وعده داد که برای شما میدان هوایی می سازم، میدان هوایی در گوشه ی از بازار غوجور تاریخ /  /   / بدست آقای ظفر شریف ولسوال جاغوری به شکل خامه افتتاح شد اما از آسفالت و پخته کاری آن دگر خبری نشد.

داوود علی نجفی وزیر ترانسپورت

داوود علی نجفی وزیر ترانسپورت، اکبری معاون وزارت و شهرسازی،  محمد علی علیزاده، شاه گل رضایی و خداداد عرفانی نماینده های غزنی در شورای ملی تاریخ ۵/۴/۱٣٩٣ هجری شمسی بوسیله چرخبال از کابل به جاغوری رفتند.

محمد علی علیزاده: نماینده در پارلمان در طی سخنانش میگوید: رییس جمهور کرزی نه به ما وقت ملاقات و نه ما را بحیث نماینده مردم قبول دارد که ما خواست ها و مطالبات خویش را مستقیما با رییس جمهوری مطرح نماییم.

شاه گل رضایی نماینده مردم در پارلمان با اینکه ایشان از تلاش هایش برای مردم می گفت و ادامه داد که به خاطر مطالبات و خواست شما مردم جاغوری آنقدر راه رفتم حتی کفش هایم را از دست دادم، ایشان دلیل بی توجهی حکومت را نسبت به مردم جاغوری کمبود بودجه عنوان کرد؛ اینکه بسیاری از وزرا پایش به پارلمان برای استیضاح جهت مصرف نشدن بودجه کشانده شده بود یادش رفته بود.

خداداد عرفانی: بر خلاف گفته های دو وکیل دگر ابراز داشت که تلاش ها صورت گرفته و برخی پروژه های که در سطح ولسوالی جاغوری تطبیق شده نباید مردم جاغوری نا دیده بگیرند، از مثال های آقای عرفانی ساختمان ولسوالی و ساختمان مکاتب بود.

داوود نجفی وزیر توانسپورت پروژه میدان هوایی خاکی را یک کار ناچیز دولت خواند و اظهار داشت که دولت نباید آنرا به رخ مردم بکشد. در مورد آسفالت میدان هوایی اظهار داشت که وکلای غیر هزاره مانع ادامه کار و پخته کاری میدان هوایی می شوند. به بهانه اینکه وقتی پایتخت کشور و مرکز ولایت وقتی میدان هوایی درست و پخته کاری نداشته باشد چطور یک ولسوالی میدان هوایی پخته کاری میخواهند.

آقای نجفی از مردم خواست که متحدانه و یک پارچه حرکت کنند و خود تان برای آینده تان تصمیم بگیرید و برای کسانیکه رای دادید یخنش بگیرید و افزود که: سال گذشته شما به آقای کرزی رای ندادید ازین جهت ولسوالی جاغوری از چشم رییس جمهورافتاده است، لذا پس ازین تصمیم آگاهانه بگیرید.

آقای اکبری معاون وزارت مسکن و شهر سازی نیز وعده داد که پلان تطبیق پروژه های انکشافی را در جاغوری روی دست دارد اما نام نگرفت که چه پروژه های را روی دست دارد.

وعده تیم تحول به مردم جاغوری

در اوایل حمل ۱٣٩٣ هجری شمسی، تیم تداوم و تحول به رهبری اشرف غنی احمد زی به ولسوالی جاغوری، جهت کمپاین ریاست جمهوری سفر نمودند که با استقبال گرم مردم مواجه شدند.

اشرف غنی احمدزی نامزد انتخابات ریاست جمهوری به باشندگان ولسوالی جاغوری وعده داد که درصورت پیروزی، تامین امنیت مسیر این ولسوالی، اعمارجاده ها، انکشاف ولسوالی و تعدیل واحد های اداری را در اولویت کاری حکومت خود قرار خواهد داد. آقای احمد زی همچنان سرمایه گذاری در بخش زراعت و تقویت معارف از نظر کمیت و کیفیت دراین ولسوالی را ازدیگر برنامه های تیم تداوم و تحول عنوان کرد.

سرور دانش معاون آقای احمد زی نیز درسخنان خود بر رعایت عدالت اجتماعی، حکومت مدرن و قانون مدار و حفظ حقوق شهروندی باشندگان کشور تاکید کرد.

آقای دانش همچنان تلاش برای ولایت شدن جاغوری و ایجاد زمینه اشتغال برای تحصیل کردگان این ولسوالی را از دگر برنامه تیم تداوم و تحول عنوان کرد.

وعده تیم اصلاحات و همگرایی به مردم

محمد محقق معاون تیم اصلاحات و همگرایی به منظور کمپاین این تیم در اوایل ماه جوزای ۱٣٩٣ که در مالستان سفر نموده بود از شرکت گسترده ای مردم ولسوالی مالستان در دور اول انتخابات را ستایش کرد و در عین حال افزود که رای این مردم در دور دوم انتخابات ریاست جمهوری نیز تعیین کننده ی  سرنوشت سیاسی کشور و پیروزی تیم اصلاحات و همگرایی خواهد بود.

محمد محقق به مردم ولسوالی مالستان وعده سپرد که در صورت پیروز شدن تیم اصلاحات و همگرایی، به امور زیربنایی این ولسوالی توجه ویژه خواهد کرد؛ آقای محقق در سفرش به ولسوالی های جاغوری، مالستان و ناوور برای مردم وعده های خوب و نوید امیدوار کننده داده بود، وی در یکی از محافل کمپاین با صراحت برای مردم چنین اعلام داشت:

گفته بودیم که اگر ما بمیریم و جاغوری و بهسود ولایت نشود، یک دست ما از کفن بیرون خواهد ماند. ما خوشبختیم که در آستانه پیروزی هستیم و انشاالله ولسوالی های شما ولایت می شود و سرک های شما پخته، مکتب های شما ساخته و انشاالله خدمات اجتماعی برای شما فراوان می شود و انشاالله مشکلاتی که دارید حل می شود.

سفر رهبری تیم اصلاحات و همگرایی به ولسوالی مالستان ولایت غزنی، با حضور گسترده ای از شخصیت های ملی و سیاسی و نمایندگان و وکلای مردم در مجلس نمایندگان همراه بود. سفر هیات رهبری تیم اصلاحات و همگرایی، بعنوان یک سفر بی پیشینه، بعد از سفر محمد ظاهر، شاه سابق افغانستان در ۱٣۴۵هجری شمسی به این ولسوالی یاد شده است.

طرح تجزیه ولسوالی جاغوری

اکنون که بیش از ده سال است که طرح ولایت شدن جاغوری هم چنان روی کاغذ مانده و در طی این مدت افراد بی شماری از کابل به این ولسوالی با چرخبال سفرهای تشریفاتی داشتند و هر کی طبق میل شان وعده های فریبنده دادند هم چنانکه قبلا ذکرش رفت تا حال هیچ یکی از آن عملی نشده است.

اینکه در فضای اجتماعی خبر های ضد و نقیض در مورد تجزیه این ولسوالی شنیده می شود، مثل که دست های پنهان در اینجا دخیل و کار می کند وقتی دیده اند که آنچه دروغ و دغل بازی کردند و وعده های دروغین به مردم دادند و به هیچ یکی از آن عمل نتوانستند این بار ترفند فریبنده دگری را روی دست گرفته و عده ی را مامور کرده تا هیاهوی براه اندازند و طرح تجزیه ولسوالی های مناطق هزارستان را در فضای اجتماعی پخش و نشر کردند.

تجزیه ولسوالی جاغوری طرح بی اساس و خامیست که توسط عده ی راه اندازی شده با اینکه هیچ سودی ندارد ولی در تلاش آنست تا از این طریق توجه عامه مردم را به سوی خود جلب کنند، این امر شبیه آن میماند که لباس کسی را پاره پاره کنی وبرایش بگویی که لباست را دوباره پینه میزنم.

 
2 دیدگاه

نوشته شده توسط در 3 فوریه 2017 در جاغوری, سرزمین من

 

از محدودیت تا آزادی!

از محدودیت تا آزادی!

در يك روز بهاری، در قریه بغرا ولسوالی مالستان ولایت غزنی تاریخ ۱۶/ ۳/ ۱۳۷۱هـ ش برابر با ۶/ ۶/ ۱۹۹۲ مادرم مرا در خانه به دنيا آورد نه در شفاخانه، تشخيص اينكه قديمي ترين تصوير ذهني ام طرف كدام يك از خاطراتم است، كار ساده اي نيست. به گمانم زمستان بود که مادرم نوار یا کَسِت پر میکرد، آن زمان از انترنت و تلفن های ساده و هوشمند خبری نبود تنها وسیله و قاصد از طرف من و مادرم به پدرم که در ایران مسافر بود همان نوار یا کسیت بود. تنها آرزویم این بود که از مادرم خواهش و التماس می کردم تا به پدرم سفارش دهد که از ایران برایم موتر بیاورد و من کودکی سه چهار سال بیش نبودم. دوران کودکی هم خیلی شیرین و زودگذر بود، بسیاری اوقات بازی‌های کودکانه ای که شادی های تند و ناگهانی نصیبم می کرد، شیطنت و حتی شرارت نام می‌گرفت و من از ترس مکافات خود را از آن محروم می کردم.

بلوغ زود رس و فوران هیجاناتی خام و بی‌پایه و جستجویی طاقت فرسا به یافتن پاسخ به سئوالاتی که طرح آن‌ها حتی خودم را نیز سخت نگران می‌کرد. چرا يك نوجوان پانزده ساله بايد تصور كند كه هيچ چيز جالبي در رفتار،حلقات ها و سبك زندگي پانزده ساله هاي ديگری که دور و برش زندگی می کنند، وجود ندارد؟ محدوديت! موانعي كه اگر خوب نگاه مي كردي مي ديدي جز سنت ها و عقاید کهن خانواده و همچنان ضعف اقتصادي خانواده از چيز ديگري ناشي نمي شوند. روی هم رفته هیچ چیز شادی از آن روزها به یادم نمانده است.شادی های که بتوان با یاد آوری آن از تلخی روزگاران سخت بزرگسالی ذره‌ای کاست.%d8%a2%d8%b1%db%8c%d9%86-%d8%b4%d8%b1%db%8c%d9%81%db%8c
اولین بارِ که مرا شامل مکتب کردند، هفت هشت سالی بیشتر نداشتم؛ محدودیت دیگری که داشتم اجازه رفتن مکتب به قول خودشان «صنفی» را نداشتم و الزاماً باید پیش آخوند در مسجد درس بخوانم، به مدت یک سال همچنان ادامه داشت تا اینکه بهار ۱٣٧٩هجری شمسی، فرار را بر قرار ترجیح داده شامل مکتب توحید (خاربه) شدم در اوایل مکتب توحید ابتدائیه بود و من هم علاقه ای که به مکتب داشتم در سال اول و کلاس اول، اول نمره کلاس شدم. البته در کنار مکتب توحید به درس پیش آخوند هم ادامه دادم تا اینکه امام جماعت بچه ها و همچنان تجربه چند بار سخنرانی در منبر، یاد گرفتن تکالیف و واجبات شرعی از جمله ثمره ای درس آخوند منطقه بود.

همزمان با آزادی نسبی که برایم داده شده بود یعنی چیزیکه از دیدگاه خودم مفید و برازنده ام هست دیگران به خصوص خانواده ام نیز به آن احترام قایل شد در مکاتب همچنان محدودیت نبود هر کس در هر زمان بدون طی مراحل کارهای اداری از یک مکتب به مکتب دیگر یا از یک صنف به صنفی دیگر نقل و انتقالات صورت میگرفت. من هم زمینه را مساعد دیده یک صنف را نخوانده ارتقا کردم. بعدها مکتب توحید متوسطه شد و من هم تا کلاس نهم اول نمره کلاس بودم و از جمله شاگرد ممتاز مکتب، در عین حال در صف صبحگاهی مکتب گاهی اوقات دعای فرج و سرود معارف را برای شاگردان مکتب میخواندم.

در پائیز سال ۱۳٨۷هـ به عنوان اولین فارغ از مکتب متوسطه توحید افتخار ما گردید و در بهار ۱٣٨٨هـجری شمسی، شامل لیسه عالی شینده شدم بهر حال مدت سه سال یعنی دوران لیسه را با همهٔ خوبی ها و بدی هایش درپائیز سال ١۳٩٠هـجری شمسی، به عنوان نمره دوم به اتمام رساندم. در مدت همین سه سال فصل زمستان ها را با هرگونه محدودیت ها و مشکلات سردی هوا و جای بود و باش وغیره که داشتم برای تعقیب کورس های مضامین ساینسی، انگلیسی و کمپیوتر کابل می آمدم تا کمک و تقویتی باشد برای امتحان که پیشرو دارم، «کانکور» را به خوبی و خوشی مطابق میل خود پاس کنم. پس از اتمام و فراغت دوران لیسه امتحان کانکور برگزار شد و من هم مثل ساییر دانش آموزان راهی غزنی شدم تا امتحان کانکور را پاس کنم.

بهار ١۳٩١هجری شمسی، با اعلان نتیجه کانکور با اخذ ٢٧٩ نمره در انتخاب چهارم خود در رشته فلسفه و جامعه شناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه کابل قبول شدم. مدت چهار سال دانشگاه خاطرات تلخ و شیرین زیادی داشت. از جمله تعصبات و تنگ نظری ها در باره صنف ما که اکثریت مطلق شان هزاره بودند اوج گرفته بود و استادان در صدد حذف هزاره ها در بزرگترین مرکز قدرت شان یعنی امتحان سمستر بر آمدند و همین تعصبات قومی باعث آن شد تا ما خوبترین حرکت های مدنی از خود به نمایش بگذاریم. از ترک صنف به رسم اعتراض گرفته تا راهپیمایی های مسالمت آمیز و همچنان اعتصاب هشت روزهٔ غذایی در پیش خانه ملت «پارلمان» از جمله حرکت های خوب مدنی ما بود که ثبت تاریخ گردید. اتحادِ که کلاس ما داشت در دانشکده بی نظیر بود و همین اتحاد باعث شد که من و تمام هم کلاسی هایم مدت چهار سال دانشگاه را با افتخار و سر بلندی سپری کنیم.

در سال ۱۳٩۴هجری شمسی، از مقطع لیسانس از دانشگاه کابل فارغ شدم وافتخار این را دارم که چون ساییر دانش پژوهان خوب مملکت در یکی از پله های دانش ایستاده ام. از طرف دیگر مفتخرم که از دوسال به این سو عضو متعهد و با افتخار «حرکت ملی افغانستان واحد» تحت رهبری دختر امان الله خان «شاهدخت اندیه» و مسؤل نمایندگی رسمی، حزبی شهری، شهر کابل را دارم و همچنان عضو متعهد و با افتخار پایگاه خبری مالستان نیوز که به همکاری جمعی از دوستان پایه گزاری شده است هستم.

جا دارد که قدر گذار خانواده و دوستانی باشم که مرا تا همین جا همراهی کردند و دستم را با هر بار افتادن گرفتند چه بسا در این مدت زمان خیلی از شرایط ها و نا باوری های هم بوجود آمد همه رفتن مهاجر شدند و قسماً در گیر گزراندن زندگی شان شدند، اما من با همهٔ این ناباوری ها به حمایت خانوادهٔ عزیزم دور از دغدغه ها و نابسامانی های روزگار ماندم. سپاس گزارم از همهٔ عزیزان خود که هستی ام با وجود آنها گره خورده است و از همین جا دستان نازنین شان را به گرمی می فشارم و می بوسم.
حسن علی آرین «شریفی» ٢٠ عقرب ١۳٩۵ دشت برچی کابل افغانستان.

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 20 نوامبر 2016 در چهره ها, دانشجویان